تجسّم اعمال (3)


بسم الله الرحمن الرحیم


تجسّم اعمال

   تجسّم اعمال (3)

 برخی اصحاب دل در این باره گفته اند: مارها و عقربها بلکه آتشی که در قبر و قیامت پدید می آید عین کردار ناشایست، اخلاق پست و باورهای باطلی است که در این جهان رخ مینماید. چنان که حور و میوه های بهشتی نیز همان اخلاقِ پاک، کردار ناشایست و باورهای حقی است که در این جهان به ظهور می پیوندد[7].
امیرالمومنین(علیه السّلام) می فرمایید:«و اعمال العباد فی عاجلهم نصب أعینهم فی آجالهم». [8]
یعنی کردار بندگان در این دنیا، در روز قیامت، در برابر دیدگانش مجسم خواهد بود.
امام صادق (علیه السّلام) می فرماید: إذا وضع المیّت فی قبره مثّل له شخص ، فقال له : یا هذا کنّا ثلاثه : کان رزقک فانقطع بانقطاع أجلک و کان أهلک فخلّفوک و انصرفوا عنک و کنت عملک فبقیت معک. أما إنّی کنتُ أهون الثلاثه علیک [9]
یعنی وقتی میت در قبر قرار می گیرد، شخصی بر او مجسم می شود و می گوید: ما سه چیز ،همراه تو بودیم، یکی رزق تو که با مرگ تو قطع شد و دیگری اهل و عیال تو که تو را پشت سر گذاشتند و بازگشتند، و من که عمل تو هستم با تو خواهم بود. من همان چیزی بودم که به من اهمیت نمی دادی و در میان این سه چیز کمترین جایگاه را داشتم.
شیخ بهایی در تبیین تجسم اعمال می گوید: «عمل نیک به روح، توانایی خلق صورتی خاص، متناسب با عمل نیک، و عمل بد نیز به روح ، قوّت آفریدن صورتی ویژه متناسب با عمل بد میدهد و بدین سان کردارهای نیک و بد، پیکر می پذیرند و اعمال، تجسم می یابند، کردارهای نیک و باورهای درست، در هیئت های نورانی و شکلهای زیبا چون حوریان، کاخها و رودهای بهشتی، و اعمال بد و اعتقادات باطل، در هیئت های ظلمانی و شکل های زشت چون عقرب ها و مارها و آتش سوزنده ی دوزخ؛ آن هیئت ها موجب سرور و شادمانی نیکان، و این اشکال، سبب اندوه و رنج بدان می گردد و بدین سان نیکان و بدان به تصریح قرآن کریم (زلزال آیات 6 – 8) کردارهای نیک و بد خود را که تجسم یافته است، عیان می بینند و در پرتو این مشاهده شادمان [یا] اندوهگین می شوند و بدین سان به جزای کردارهای خود می رسند[10]». 


[7] تفسیر موضوعی قرآن ( معاد )، ج5، ص 85.
[8] . نهج البلاغه، حکمت 7.
[9]. فروع کافی، ج3 و کتاب الجنائز، ص 240، ح14.
[10] الأربعون حدیثاً، ص 402.

نویسنده : روح ‌الله حجازی ‌نیا
از: پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور؛
قسمت معارف اسلامی

  تجسّم اعمال (2)

بسم الله الرحمن الرحیم


تجسّم اعمال

   تجسّم اعمال (2)

 این نظریه از معانی صریح شماری از آیات و روایات شکل می گیرد، که در آنها به گونه های مختلف، از تجسم اعمال سخن می رود، که نمونه هائی را یاد آور می شویم:
1. یوم تجدُ کلُّ نفسٍ ما عملت من خیرٍ محضراًً و ما عملت من سوءٍ تَودُّ لو نَّ بینها و بینه أمداً بعیداً[2].
یعنی؛ روزی که هر انسانی هرکار نیکی انجام داده است، نزد خود حاضر می یابد ، و هر کار بدی را که انجام داده است نیز حاضر و آماده می یابد، و آرزو می کند که میان او و آن عمل بد فاصله مکانی یا زمانی بسیاری وجود می داشت و او آن عمل بد را که در دنیا انجام داده است، در قیامت مشاهده نمی کرد.
پس خود آن کار خیر و عمل بد و همان عنوان که به عمل داده شده را، می بیند، نه آنکه مصادیق و مواد خام آن را ببیند.
2. ان الذین یکتمونَ ما انزل الله من الکتاب و یشترون به ثمناً قلیلاً اولئک ما یأکلون فی بطونهم إلاُّ النار ولایکلّمهم الله یوم القیمة و لایُزکیهم و لهم عذاب الیم * اولئک الذین اشتَرَوا الضلاله بالهدی و العذابَ بالمغفره فما اُصبرهم علی النّار [3].
یعنی بدرستی آنهائی که از کتاب خدا، آنچه را که خدا نازل کرده کتمان می کنند و با کتمان آن ثمن اندک، به دست می آورند، آنها آنچه می خورند جز آتشی نیست که به درون خود می کنند و خدا روز قیامت، با آنها سخن نخواهد گفت و آنها را تزکیه نکرده بلکه عذاب دردناک خواهند داشت. آنان با سرمایه هدایت، گمراهی را خریدند و مغفرت را با عذاب معاوضه می کنند، به راستی چقدر بر چشیدن آتش تحمل دارند؟!
این دو آیه شریفه، بیانگر آن است که، آنچه افراد از راه کتمان حقایق الهی به دست می آورند، در حقیقت آتش را، درون خود جای می دهند. شکی نیست که صورت ظاهری و دنیوی اموال یاد شده، آتش نیست، بلکه به صورت انواع لذتهای دنیوی نمایان می شوند. پس باید بگوئیم اینگونه اموال، صورت دیگری دارد که اکنون از چشم ظاهر بین انسان پوشیده است ولی در سرای دیگر که پرده ها بالا می رود و حقایقِ پنهان آشکار می گردد مشاهده می-کنند .[4]
علامه طباطبایی درباره آیه مذکور می فرماید: «در آیه شریفه دلالتی که بر تجسم اعمال و تحقق نتایج آن دارد، برکسی پوشیده نیست ، چون اولاً می فرماید: اینکه علمای اهل کتاب احکام نازله از ناحیه خدا را، در برابر بهائی اندک فروختند، همین اختیارِ ثمن اندک عبارتست از خوردن آتش و فرو بردن آن در شکم، و ثانیاً در آیه دوم، همین اختیارِ کتمان و گرفتن ثمن اندک در برابر احکام خدا را ، مبدل کرد به اختیار ضلالت بر هدایت، و ثالثاً این اختیار را هم مبدل کرد به اختیار عذاب بر مغفرت ، و در آخِر می فرماید چقدر بر سوختن در آتش صبر دارند. پس معلوم می شود اختیار بهای اندک، بر احکام خدا ، اختیار ضلالت است بر هدایت، و اختیار ضلالت بر هدایت، در نشئه دیگر به صورت اختیار عذاب بر مغفرت مجسم می شود و نیز ادامه دادن بر کتمان حق در این نشئه، به صورت ادامه بقاء در آتش، مجسم می گردد[5]».
همچنین مسئله تجسم اعمال، در روایات نیز مورد توجه قرار گرفته است. از جمله روایتی از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) خطاب به قیس بن عاصم که در آن آمده است:
«ای قیس، تو را لاجرم همدمی است که با تو دفن می شود و او زنده است و تو با او دفن می شوی در حالی که تو مرده ای، اگر کریم و بزرگوار باشد تو را گرامی می دارد، و اگر پست و فرومایه باشد، تو را تسلیم می کند. سپس آن همدم جز با تو محشور نمی شود و تو جز با آن برانگیخته نمی شوی و جز درباره ی او، از تو بازخواست نمی شود، آن را جز صالح قرار مده، زیرا اگر خوب باشد با وی انس می گیری و اگر بد باشد جز از او وحشت نمی کنی، آن همدم، کردار توست.»[6]


[2]. سوره آل عمران، 3، آیه 30.
[3]. سوره بقره، 2، آیات 174 و 175.
[4]. عقائد استدلالی، ج2، ص291.
[5]. المیزان، ج1، ص645 و 646.
[6] . میزان الحکمه، ج 7، ص 4086، حدیث 14400.

تجسّم اعمال (1)

بسم الله الرحمن الرحیم

تجسّم أعمال


   تجسّم اعمال (1)

تجسم أعمال در لغت به معنای به شکل، جسم، و پیکر درآمدن موجودات غیرمادی مانند عقاید، اخلاق و اوصافِ أفعال و آثار انسان است.[1]
در اصطلاح به معنای آن است که آنچه را انسان در این جهان انجام می¬دهد در جهان دیگر به صورتی متناسب با آن جهان نمودار گردد. به عبارت دیگر هر عمل و کرداری که انسان در این جهان انجام می¬دهد، خواه خوب باشد و خواه بد، یک صورت مادی دارد که ما آن را مشاهده می کنیم، و یک صورت أخروی دارد که درون عمل نهفته است و در روز قیامت ، پس از تحولاتی که در آن رخ می دهد، شکل مادی خود را از دست داده و با واقعیت اُخروی خود جلوه می کند و باعث لذت و شادی عامل یا آزار واندوه وی می گردد. یعنی اعمال خوب این جهان در روز قیامت تغییر شکل داده و به صورت باغ و حوریان زیبا و کاخهای مجلل درخواهد آمد. چنان که اعمال بد، قیافه دنیوی خود را دگرگون کرده و به صورت آتش و زنجیر و انواع عذاب نمودار خواهند شد.
مسأله «تجسم اعمال» که غالباً ناظر به کردارهای مربوط به جوارح انسان است، در کنار بحث دیگری مطرح می-شود که از آن به تبلور یا تجسم نیت ها و ملکات نفسانی تعبیر می کنند، و مقصود این است که صورت حقیقی انسان بستگی به همان نیت و خصلت ها و ملکات نفسانی او دارد. بر این اساس اگرچه انسانها از نظر صورت ظاهری یکسانند ولی از نظر صورت باطنی یعنی خصلت¬ها و ملکات، انواع یا اصناف گوناگونی دارند.


[1] تفسیر موضوعی قرآن (معاد در قرآن)، ج5، ص47.

نویسنده : روح ‌الله حجازی ‌نیا
از: پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور؛
قسمت معارف اسلامی